به گزارش خانه ملت؛فرهاد شهرکی نایب رئیس اول کمیسیون انرژی مجلس در یادداشتی با عنوان «انسداد تنگه هرمز و توقف صادرات گاز قطر؛ شوک ژئوپلیتیکی بیسابقه در امنیت انرژی جهانی»،به موضوع انسداد تنگه هرمز همچنین تبعات توقف صادرات گاز قطر،اشاره و تاکید می کنند که تلاش برای بازگرداندن ثبات به منطقه خلیج فارس نهتنها یک ضرورت منطقهای بلکه یک ضرورت جهانی است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
در ساختار اقتصاد جهانی، انرژی نهتنها یک کالای اقتصادی بلکه یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ژئوپلیتیکی و ثبات راهبردی نظام بینالملل است. بازار جهانی نفت و گاز بهگونهای طراحی شده که چند گلوگاه حیاتی در آن نقش تعیینکننده دارند. در میان این گلوگاهها، منطقه خلیج فارس و بهویژه تنگه هرمز مهمترین مسیر انتقال انرژی جهان به شمار میرود.
اکنون با انسداد تنگه هرمز توسط ایران و همزمان توقف صادرات گاز قطر، جهان با یکی از بزرگترین شوکهای انرژی در تاریخ معاصر مواجه خواهد شد؛ بحرانی که پیامدهای آن نهتنها بازار انرژی بلکه کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
تنگه هرمز بهعنوان مهمترین شاهراه انرژی جهان، محل عبور بخش قابل توجهی از تجارت جهانی نفت و گاز است. برآوردهای نهادهای بینالمللی انرژی نشان میدهد که روزانه حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از این مسیر عبور میکند؛ رقمی که نزدیک به یکپنجم مصرف روزانه نفت جهان را شامل میشود. علاوه بر نفت، بخش قابل توجهی از صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) کشورهای منطقه نیز از همین مسیر منتقل میشود. بنابراین بسته شدن این تنگه عملاً یکی از اصلیترین شریانهای انرژی جهان را مسدود میکند.
در چنین شرایطی، توقف صادرات گاز قطر نیز بُعد جدیدی به بحران میافزاید. قطر یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع در جهان است و سهمی تعیینکننده در تأمین انرژی بسیاری از اقتصادهای صنعتی دارد. اروپا، ژاپن، کره جنوبی، چین و بخشهایی از جنوب شرق آسیا از مهمترین مشتریان گاز قطر هستند. پس از بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین، وابستگی اروپا به LNG قطر افزایش یافته و این کشور به یکی از تأمینکنندگان کلیدی انرژی برای اقتصادهای غربی تبدیل شده است. توقف صادرات گاز قطر در چنین شرایطی میتواند تعادل بازار جهانی گاز را بهشدت برهم بزند.
ترکیب این دو تحول ــ انسداد تنگه هرمز و توقف صادرات گاز قطر ــ میتواند یک شوک مضاعف انرژی ایجاد کند که آثار آن در چند سطح قابل تحلیل است.
نخستین پیامد فوری این وضعیت، جهش شدید قیمت انرژی در بازارهای جهانی خواهد بود. تجربه شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ نشان داده است که اختلال در عرضه انرژی از خاورمیانه میتواند به سرعت قیمت نفت را چند برابر کند. در شرایط کنونی که اقتصاد جهانی همچنان وابستگی بالایی به سوختهای فسیلی دارد، چنین اختلالی احتمالاً باعث افزایش کمسابقه قیمت نفت و گاز خواهد شد.
افزایش قیمت انرژی بهطور مستقیم بر تورم جهانی تأثیر میگذارد. انرژی یکی از مهمترین نهادههای تولید در اقتصاد جهانی است و افزایش قیمت آن موجب افزایش هزینه تولید در بخشهای مختلف صنعتی و حملونقل میشود. در نتیجه، افزایش قیمت نفت و گاز میتواند موج جدیدی از تورم جهانی ایجاد کند. این مسئله بهویژه برای اقتصادهای واردکننده انرژی مانند کشورهای اروپایی،ژاپن،کره جنوبی و بسیاری از اقتصادهای درحال توسعه،بسیار چالشبرانگیز خواهد بود.
از منظر ژئوپلیتیکی،چنین بحرانی میتواند نقشه قدرت در بازار انرژی جهانی را نیز دگرگون کند. کشورهایی که منابع جایگزین انرژی در اختیار دارند، ممکن است در کوتاهمدت جایگاه راهبردی خود را تقویت کنند. برای مثال، تولیدکنندگان نفت در آمریکای شمالی، برخی کشورهای آفریقایی و تولیدکنندگان LNG در مناطق دیگر ممکن است نقش بیشتری در بازار جهانی پیدا کنند. با این حال، ظرفیت تولید این کشورها در کوتاهمدت قادر به جبران کامل کاهش عرضه از خلیج فارس نخواهد بود.
همچنین باید توجه داشت که زیرساختهای انتقال انرژی در جهان به گونهای طراحی شدهاند که جایگزینی سریع مسیرهای صادراتی امکانپذیر نیست. خطوط لوله جایگزین و مسیرهای حملونقل دیگر تنها بخش محدودی از انرژی منطقه را میتوانند منتقل کنند. به همین دلیل، انسداد تنگه هرمز عملاً به معنای کاهش قابل توجه عرضه جهانی انرژی خواهد بود.
پیامد دیگر چنین بحرانی، افزایش نااطمینانی در بازارهای مالی جهانی است. بازار انرژی یکی از مهمترین متغیرهای تأثیرگذار بر ثبات اقتصادی جهان محسوب میشود. افزایش ناگهانی قیمت انرژی میتواند موجب سقوط بازارهای سهام، افزایش هزینههای حملونقل جهانی و اختلال در زنجیرههای تأمین شود. بسیاری از صنایع بزرگ جهانی، از صنعت خودروسازی گرفته تا صنایع پتروشیمی و حملونقل، بهطور مستقیم از قیمت انرژی تأثیر میپذیرند.
از سوی دیگر، بحران انرژی میتواند رقابت ژئوپلیتیکی میان قدرتهای بزرگ را نیز تشدید کند. در شرایطی که دسترسی به منابع انرژی محدود شود، کشورها تلاش خواهند کرد مسیرهای تأمین انرژی خود را از طریق توافقات جدید یا سرمایهگذاری در منابع جایگزین تضمین کنند. این وضعیت ممکن است موجب تغییر در ائتلاف های اقتصادی و سیاسی در سطح جهانی شود.
در نهایت باید تأکید کرد که امنیت انرژی جهانی بهشدت با ثبات خلیج فارس گره خورده است. انسداد تنگه هرمز و توقف صادرات گاز قطر نشان میدهد که چگونه یک بحران ژئوپلیتیکی در یک منطقه محدود میتواند پیامدهایی جهانی داشته باشد. چنین وضعیتی نهتنها بازار انرژی بلکه اقتصاد، سیاست و امنیت بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
از این رو، مدیریت این بحران و تلاش برای بازگرداندن ثبات به منطقه خلیج فارس نهتنها یک ضرورت منطقهای بلکه یک ضرورت جهانی محسوب میشود. آینده امنیت انرژی جهان، ثبات اقتصاد بینالملل و حتی مسیر توسعه صنعتی بسیاری از کشورها به نحوه مدیریت چنین بحرانهایی وابسته است./
پایان پیام


نظر شما